چقدر قدر دقایق را میدانید

در این وبلاگ خواستم تا  ارزش زمان را  بیشتر با هم درک کنیم-طراح و تنظیم : سها قریشی طیبی-کلاس ششم

ارزش وقت در سیره پیشوایان‏

Soha ghoreyshi
چقدر قدر دقایق را میدانید در این وبلاگ خواستم تا  ارزش زمان را  بیشتر با هم درک کنیم-طراح و تنظیم : سها قریشی طیبی-کلاس ششم

ارزش وقت در سیره پیشوایان‏

در قرآن آنچه را که موجب اتلاف وقت مى‏شود به عنوان لغو، باطل، افراط و به طور کلّى بیهوده گرایى و پوچى، از آن سرزنش شده است، چرا که موجب نابودى عالى‏ترین سرمایه زندگى، و آفت زیست سالم مى‏گردد، خداوند در تعریف انسان با ایمان مى‏فرماید: «و الّذین هم عن اللّغو معرضون؛ مؤمنان از کارهاى بیهوده روى‏گردان هستند.»(7) نیز در چندین آیه، خسارت و آه و افسوس آنان را که به وقت اهمّیت ندادند، در قیامت متذکر شده در یک‏جا مى‏فرماید: «و خسر هنا لک المبطلون؛ در قیامت اهل باطل و اتلاف‏گران وقت زیان خواهند دید.»(8) و در مورد دیگر مى‏فرماید: «ان تقول نفسٌ یا حسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه؛ باید ترسید از آن روزى(قیامت) که انسان بیهوده گرا بگوید افسوس بر من از افراط کارى و کوتاهى‏هایى که در راه اطاعت خدا نمودم.»(9)
تا آنجا که با ناله و فریاد مى‏گویند به دنیا باز گردیم و از وقت استفاده کنیم، ولى به آنها گفته مى‏شود، ما عمر و وقت وسیعى در اختیار شما گذاشتیم، چرا استفاده نکردید؟ «و هم یصطرخون فیها ربّنا اخرجنا...؛ دوزخیان فریاد مى‏زنند پروردگارا! ما را از دوزخ خارج کن تا عمل صالحى انجام دهیم، غیر از آنچه انجام دادیم(در پاسخ به آنان گفته مى‏شود) آیا شما را به اندازه‏اى وقت وسیع ندادیم به طورى که هر کس پندپذیر است، پندها را بپذیرد و آیا انذار کننده الهى به سراغ شما نیامد؟ اکنون عذاب الهى را بچشید که براى ظالمان هیچ یاورى نیست.»(10)
چنان که ملاحظه مى‏کنید قرآن با تعبیرات گوناگون و هشدارهاى شدید، ما را به بهره‏گیرى صحیح از وقت فراخوانده، و اتلاف‏گران وقت را به عذاب‏هاى سخت تهدید نموده است، بنابراین آنان که وقت خود را به بطالت مى‏گذرانند در حقیقت بر ضد قرآن گام برداشته، و در راه گمراهى افتاده‏اند، چرا که قرآن قدردانى از وقت را از ارکان اصلى ایمان، و وسیله نجات و پیروزى قرار داده است. آخرین سخن این که به فرموده قرآن یکى از پرسش‏هایى که کافران از پیامبر(ص) نمودند در مورد فواید ماه‏ها بود، خداوند به پیامبر(ص) وحى کرد: «قل هى مواقیتٌ للنّاس...؛بگو این ماه‏ها نشان دهنده وقت‏ها براى نظام زندگى مردم است.»(11)
از این عبارت مى‏توان این نتیجه را گرفت که: زندگى فردى و اجتماعى، هیچ کس بدون وقت‏شناسى و ایجاد نظم و برنامه به سامان نمى‏رسد، نظم در تقسیم صحیح وقت، نظم در برنامه ریزى، نظم در مدیریت و اجرا، ما با یک نگاه به جهان هستى مى‏فهمیم که همه چیز بر اساس نظم دقیق است، بنابراین بیهوده گرایى، درست گام نهادن بر خلاف نظم است، همان گونه که گردش ماه وسیله‏اى براى نظام زمان بندى شده است، ما نیز باید همسو با این نظام، با برنامه ریزى صحیح حرکت کنیم، و زندگى معنوى و مادى خود را با آن هماهنگ سازیم، و این هماهنگى همان استفاده مطلوب از وقت‏ها، فرصت‏ها و لحظه‏ها است. وقت‏شناسى در سیره پیشوایان‏
پیامبران و امامان (ع) به طور مکرر مردم را به اغتنام فرصت‏ها و اهمیت دقت و استفاده صحیح از آن سفارش مى‏کردند، و خود در این راستا پیشتاز و الگو بودند، پیامبر(ص) به ابوذر فرمود: «اِغتَنِم خَمساً قَبلَ خَمسٍ،حَیاتَکَ قَبلَ مَوتِکَ، وَ صِحَّتَکَ قَبلَ سُقمِک وَ فِراغَکَ قَبلَ شُغلِک، وَ شَبابَکَ قَبلَ هِرَمِکَ، وَ غِناکَ قَبل فَقرِک؛ پنج چیز را قبل از فرارسیدن پنج چیز دیگر غنیمت بشمار؛ زندگى قبل از مرگ، سلامتى قبل از بیمارى، فراغت قبل از اشتغال، جوانى قبل از پیرى،و بى‏نیازى را قبل از تهى دستى .»(12)
امیرمؤمنان على(ع) فرمود: «تزوّد من یومک لغدک، واغتنم عفو الزّمان، و انتهز فرصة الامکان؛ از امروزت براى فردایت توشه برگیر، و فراهم شدن وقت را غنیمت شمار، و از فرصت و مهلت و امکانات استفاده کن.»(13)
نیز فرمود: «المؤمن مشغولٌ وقته؛ همه وقت مؤمن پراست، و او در همه وقتش به کارهاى مثبت اشتغال دارد.»(14)
نیز در ضمن نامه‏اى به یکى از اصحاب فرمود: «با آن‏چه از عمرت باقى مانده از گذشته جبران کن، فردا و پس فردانگو( و کار امروز را به فردا وانگذار) زیرا گذشتگانى که به هلاکت رسیدند، به خاطر پایدارى در آرزوها و امروز و فردا کردن بود، تا آنگاه که ناگهان فرمان خدا(مرگ) به سویشان آمد، در حالى که غافل بودند.»(15)
نیز فرمود:«مِنَ الخُرقِ؛ اَلمُعاجَلَةُ قَبلَ الاِمکانِ، وَ اَلاَناة قَبلَ الفُرصَةِ؛ شتاب در کار پیش از آمادگى و توانایى، ابلهى است، همان گونه که اتلاف وقت پس از فراهم شدن فرصت از ابلهى و نادانى مى‏باشد.»(16)
نیز فرمود: «و الفرصة تمرّمرّ السّحاب فانتهزوا فرص الخیر؛ فرصت وقت همچون ابر مى‏گذرد، فرصت‏هاى نیک را غنیمت بشمارید، و قبل از گذشتن، از آن‏ها بهره بگیرید.»(17)
و از سخنان، امام صادق(ع) است: «لیس شى‏ء اعزّ من قلبک و وقتک؛ هیچ چیزى عزیزتر از روح و وقت تو نیست.»(18)
برهمین اساس پیامبران و امامان و اولیاء خدا بیشترین استفاده را از وقت خود نموده و وقت گذرانى بیهوده را از گناهان بزرگ مى‏شمردند، به عنوان نمونه:
1- پیامبر اسلام (ص) سراسر عمر خود را در راه ارشاد مردم و جهاد با دشمنان و تأمین هزینه زندگى و تعلیم و آموزش گذراند، و از لحظه لحظه‏هاى عمرش کمال استفاده را نمود. تا آن‏جا که روزى به مسجد براى عبادت رفت، در آن‏جا ابوذر غفارى وقت را غنیمت شمرد، و نزد پیامبر(ص) شتافت و به طور مکرر از آن حضرت خواست که موعظه کند، پیامبر (ص) از همان فرصت استفاده کامل کرد، و با آب زلال موعظه‏هاى طولانى و سرشار از حکمت خود روح تشنه ابوذر را سیراب نمود.(19) این مواعظ به قدرى طولانى است که شاید براى ذکر آن نیاز به بیش از ده ساعت وقت است، آرى پیامبر(ص) براى تربیت شاگرد، این چنین وقت گرانبهاى خود را به طور رایگان در اختیار شاگردان مى‏گذاشت. در ابتداى این مواعظ آمده: ابوذر مى‏گوید: روزى در مدینه به مسجد النّبى رفتم، پیامبر(ص) را در آنجا دیدم، تنها بود از وقت استفاده کرده به محضرش رفتم، و تقاضاى موعظه کردم...» آنگاه پیامبر(ص) به سؤالات ابوذر پاسخ مى‏داد، و مواعظ آن حضرت بسیار طول کشید.(20)
فرازى از سخنان پیامبر(ص) به ابوذر در رابطه با ارزش وقت و استفاده صحیح از آن این بود: «اى اباذر! بر خردمندى که عقلش مغلوب هواى نفسش نیست لازم است که ساعات شبانه روز خود را به چهار بخش تقسیم کند: 1- بخشى از آن را به مناجات با خدا و ارتباط با ذات پاک او بپردازد، و بخش دوم رابه حساب رسى خود اختصاص دهد، و بخش سوم را به تفکر در مخلوقات خدا بگذراند، و بخش چهارم را به بهره مندى از لذّات و شادى‏ها و آسایش از راه حلال مصرف کند، چرا که این بخش از آسایش‏و بهره از لذّات، حامى و کمک براى استفاده از سه بخش قبل است، و موجب شادى قلب و تفریح روح خواهد شد.»(21)
2- امامان (ع) حتى در زندان و در سخت‏ترین شرایط از وقت استفاده مى‏کردند، مطابق بعضى از روایات، امام رضا(ع) مدتى در زندان سرخس تحت نظر بود، اباصلت هروى مى‏گوید: براى دیدار آن حضرت به کنار زندان رفتم، و از زندانبان تقاضاى ملاقات با امام را نمودم، او گفت نمى‏توانى با امام(ع) ملاقات کنى. گفتم: چرا؟ گفت: امام شبانه روز مشغول نماز و عبادت است، وقت ملاقات ندارد، در یک شبانه روز هزار رکعت نماز مى‏خواند. فقط ساعتى در آغاز روز، و قبل از ظهر و ساعاتى هنگام غروب، در محل نماز خود به راز و نیاز با خدا مشغول است و نماز نمى‏خواند...(22)
3- عنوان بصرى پیرمرد 94 ساله از اصحاب امام صادق(ع) بود، گاهى به محضر امام صادق(ع) مى‏آمد و پس از شنیدن مواعظ آن حضرت، در آنجا مى‏نشست، بى‏آنکه کارى داشته باشد، نشستن او به طور طبیعى موجب آن مى‏شد که وقت امام(ع) تلف شود، روزى امام صادق(ع) به او فرمود: «من مردى هستم که کار و زندگى دارم، و در عین حال در ساعاتى از شب و روز ذکرهایى دارم که باید انجام دهم، مرا از عبادت بازمدار.» (یعنى برخیز و برو)
عنوان بصرى برخاست و رفت، روز بعد به محضر امام صادق(ع) آمد، و پس از شنیدن مواعظ آن حضرت، باز بیش ازاندازه در حضور آن حضرت نشست، که باعث اتلاف وقت امام مى‏شد، امام به او رو کرد و فرمود: «قم عنّى فقد نصحت لک، ولاتفسد علىّ وردى، فانّى امرء ضنین بنفسى؛ برخیز و از اینجابرو(نصیحتى که خواستى) آن را انجام دادم، ذکر و عبادتم را تباه نساز، من کسى هستم که به وجود خود (و به وقت و عمرم) بخل و دریغ دارم) تا مبادا وقت عزیزم به هدر رود) پس برخیز برو.»(23)
بر همین اساس پیروان راستین امامان(ع) از علما و مراجع و سایر اولیاء، به پیروى از امامان(ع) به اوقات خود احترام شایانى مى‏کردند، و به همین علت به درجات عالى رسیدند. یکى از این علما و مراجع، مرحوم آیت اللّه العظمى شیخ محمد حسن نجفى معروف به صاحب جواهر(مؤلف جواهرالکلام) است، این مرد بزرگ بر اثر اهمّیت دادن به وقت، این کتاب را که شامل فقه استدلالى همه ابواب فقه است و در بیش از 40جلد تألیف شده، به رشته تحریر درآورد، و چنین کتاب ارزشمندى رابه جهان بشریت تحویل داد، نقل شده یکى از پسرانش از دنیا رفت، او از آن با خبر شد، دست از قلم کشید و کنار جنازه پسر آمد، و پس از تلاوت آیاتى از قرآن، همانجا بقچه خود را گشود، و از فرصت استفاده نمود، و مشغول نوشتن کتاب جواهر شد، تا حاضران از غسل و تکفین پسرش فارغ شوند. به امید آن که به موضوع وقت، که مسأله سرنوشت ساز است اهمّیت بیشتر بدهیم، تا به روسفیدى دنیا و آخرت نایل گردیم.



تاريخ : یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۰ | 10:47 AM | نویسنده : Soha ghoreyshi |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.